پیامک هایی که تابحال به دستمون رسیده

خدایا دوست بدار انهایی راکه دوستمان دارند وما نمیدانیم وسلامت بدار انهایی راکه دوستشان داریم انها نمیدانند(فرید0939060)

دیگه صدقه نمیدم!چون میگن بلا رو دور میکنه منم طاقت دوریتو ندارم بلا/تقدیم به طوفان جون(093560634) پیام مدیریت:مرc عزیزم

یاد سهراب بخیر!ان سپهری که تا لحظه خاموشی گفت:تومرا یادکنی یانکنی من به یادت هستم آرزویم همه سرسبزی توست...(091969435)

-----------#---------#------------گاه میتوان برای یک دوست چند سطر سکوت به یادگار گذاشت تااو درخلوت خود هرطور که خواست آنرا معنا کند(091969435)*

گاه نمیدانم چه پیامی رابهانه کنم تااز حال انکه جانم بااوست آگاه شوم اینبارکه دلتنگی رابهانه کردم فردا راچه کنم...M(0937)

ااااااااااااااا یک خط اضافه کن بده نفربعدی سرشماری بچه های بامعرفته...(091499224)

خدایا هرکسی یادم کند یادش بخیر هرکسی یادم نکرد یادش بخیر هرکسی یادش رود یادم کند یادش بخیر(093556631)

در روزگاری که لبخند آدمها به خاطر شکست توست برخیز تا بگریند(فاطممه ازبوشهر 091792925)

بیچاره سنگ که ازدست کودک رود سوی قناری نمیداند دل کودک را بشکند یاسر قناری(فاطمه ازبوشهر 091792925)

کفاره ندادن SMS 60 روز تدریس جبروهندسه به 60ترک/60روز تدریس غیرت به 60رشتی/60رکعت نماز درحظور 60قزوینی!حالا SMS نده کفاره بده!(فاطمه ازبوشهر091792925)

چندیست که بیمار وفایت شده ام.دربستر غم چشم به راهت شده ام.این راتو بدان اگر بمیرم مسِول تویی که من فدایت شده ام(هستی ازتهران093989643)

زین شاخه به آن شاخه پریدن ممنوع.درذهن بجز تو آفریدن ممنوع.غیرازتو ورود دیگران درقلبم عمرا.عبدا.هیچ.اکیدا ممنوع(هستی ازتهران 093989643)

مهم نبوده سوختنم، دور از تو پرپر زدنم، مهم تو بودی عشق من، نه قصه شكستنم، به افتخار عشق تو میگم كه بازنده منم..(093987854)


عطر حرفات واسه من بوی گل شقایقه . تو رو دیدن واسه من قشنگ ترین دقایق (093999183)

غیر از غم عشق تو ندارم غم دیگر / شادم كه جز این نیست مرا همدم دیگر . (0914187643)

تمام امید آسیابان به وزش باده تاآسیابش از کارنیافتده،قلبم آسیاب، خودم آسیابان ونفسهایت باد.!(091212587)
 

وقتی وارد دلم شدی احساس کردم آتش در وجودم شعله ور شد(0937654)


دستهایت رازیر تنهاییم ستون کن که من از آوارگی بی تو بودن میترسم/عشقمی طوفان جان دوستت دارم(0935566)پیام مدیریت:مرC عزیزم


وقتی مردم تابوت مرا با پارچه ای سیاه رنگی پوشانید تا دوستان ودوشمنانم بدانند من درسیاهی زندگی کردم @دستانم رابیرون از تابوت بگذارید تامردم بدانند یکی را دوست داشتم ولی به دست نیاوردم@چشمانم رادر تابوت باز بگزارید تاهمه بدونند چشکم انتظار ازدنیا رفتم(093516456)


دوست ان است که بگیرد ئست دوست/در پریشان حالی ودیوانگی(0939060)


گاهی گمان نمیکنی میشود ومیشود.گاهی نمیشود که نمیشود/گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است.گاهی نگفته قرعه بنام تومیشود/گاهی گدایی وگدایی بخت توست.گاهیس تمام شهر گدای تومیشود/گاهی نفس به دتیزی شمشیر میشود.ازهرچه زندگیست دلت سیر میشود/کاری ندارمت کجایی وچه میکنی.بی عشق سرمکن که دلت پیرمیشود/(هستی ازتهران093989643)


sani yildizlara banzatiyorum onlar kadar guzalsin ama aranizda tak fark var onlar milyonlarca san birtanasin (0939060 farid


گئجه گوردوم کوچه ده بیر جوان اوقلان یخیلیب خبرآلدیم ددیلر کفلی دی چوخدان یخیلیب.یادا قوشبازدی چیخیب قوش توتا دامنان یخیلیب.بیری قیشقردی کی یوخ بابا یولداشا خاطر یخیلیب!!!(محمد 0937066654)


باعرض پوزش بدلیل غیراخلاقی بودن بعضی ازپیامکهای دوستان مدیریت اجازه چاپ ندادند%


داستانی عجیب

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.

این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.
 
کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.

به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.
در محل و ساعت موعود، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...
دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد ...!

چه سخته!...

چه سخته احساس تنهائی ..

چه سخته وقتی احساس کنی بود و نبودت برای هيچ کس
مهم نيست ..

چه سخته وقتی می بينی از همه جدائی ..

وقتی می بينی ديواری که دورت کشيدی اونقدر سخت شده که

خودتم نمی تونی خرابش کنی ..

چه سخته وقتی با منطق خودشون برای خودت
نخوانت ..

وقتی برای امتحان وجود خودت از همه کنار می کشی و آب از آب تکون نمی خوره..

چه سخته وقتی
اشکاتو فقط خودت می بينی و خدا ..

وقتی
دلت می گيره ؛ فقط خودتی و خودت..

حتی می ترسی با
خدا دردودل کنی ..

شايد اونم يه روزی ازت خسته شد ..

چه سخته وقتی پاييز فصل تازگيت باشه و تو بارون گريه کنی که کسی نبيندت ..

چه سخته زندگی ..

چه سخته اين همه نقش بازی کردن ..

چه سخته وقتی تو دلت پر از
غصه باشه و بخندی ..

وقتی همه فکر می کنن چقدر خوشی !

وقتی بخوای يکی از اون فريادهای تو دلتو بزنی و آه هم از از لبات بيرون نياد ..

چه سخته من بودن ...

چه سخته سنگ صبور بودن .

تفاوت رو ببین!

 
گفتگوی دو دختر پای تلفن: سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم... می بینمت خوشگم... بوس بوس بوس
 
گفتگوی دو پسر پای تلفن: بنال... بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر
 
بعد از قطع کردن تلفن :
دخترها: واه واه واه !!! دختره ایکپیریه بی فرهنگ، چه خودشم میگیره، اه اه اه ! انگار از دماغ فیل افتاده، حالمو بهم زد
 
پسرها: بابا عجب بچه باحالیه این ممد، خیلی حال میکنم باهاش، خیلی با مرامه

...مهربانی تاکی...

مـهـربـــــــــــــانـی تـا کی ؟ ...
بـگــــــــــــــذار سـخـت باشم و سـرد !
بـ...ـــــــاران کـه بـاریــد ...
چـتـر بـگـیــــــــــــرم و چـکـمـه
خـورشـیـد کـــــــــــه تـابـیـد ...
پـنـجـره ببـندم و تــــــــــــاریـک
اشـک کـه آمـد ...
دسـتـمــــــــــــــالـی بـردارم و خـشـک
دل کـه رفـت ...
نـیـشخـنـدی بـزنــــــــــــم و سـوت !!! ....
ولــــــــــی ...

آیا ، میشود اینگونه بـــــــــاشم ؟!!

و آنگاه انسان را آفرید!!!!!!



                      و آنگاه انسان را آفرید !!!
 
خدا خر را آفرید و به او گفت:
تو بار خواهی برد، از زمانی که
تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی
که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر
پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو
علف خواهی خورد و از عقل بی بهره
خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی
کرد و تو یک خر خواهی
بود.


خر به خداوند پاسخ
 داد:
خداوندا! من می خواهم خر باشم،
اما پنجاه سال برای خری همچون من
عمری طولانی است. پس کاری کن فقط
بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی
خر را برآورده کرد

خدا سگ را آفرید و به او  گفت:
 تو نگهبان خانه انسان خواهی
بود و بهترین دوست و وفادارترین
یار انسان خواهی شد.تو غذایی را که
به تو می دهند خواهی خورد و سی سال
زندگی خواهی کرد.تو یک سگ خواهی
بود.

سگ به خداوند پاسخ
 داد:
خداوندا! سی سال زندگی عمری
طولانی است.کاری کن من فقط پانزده
سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را
برآورد...


خدا میمون را آفرید و به
 او گفت:
و تو از این سو به آن سو و از
این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و
برای سرگرم کردن دیگران کارهای
جالب انجام خواهی داد و بیست سال
عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی
بود.


میمون به خداوند پاسخ
 داد:
بیست سال عمری طولانی است، من
می خواهم ده سال عمر کنم.و خداوند
آرزوی میمون را برآورده
کرد.

و
سرانجام خداوند انسان را آفرید و
 به او گفت:
تو انسان هستی.تنها
مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره
زمین.تو می توانی از هوش خودت
استفاده کنی و سروری همه موجودات
را برعهده بگیری و بر تمام جهان
تسلط داشته باشی.و تو بیست سال عمر
خواهی کرد.

انسان گفت: سرورم!گرچه من
دوست دارم انسان باشم، اما بیست
سال مدت کمی برای زندگی است.آن سی
سالی که خر نخواست ، آن پانزده
سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که
میمون نخواست زندگی کند، به من
بده.

و
خداوند آرزوی انسان را برآورده
کرد...

و
از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست
سال مثل انسان زندگی می
کند !!!

و
پس از آن،ازدواج می کند و سی سال
مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می
کند ، و مثل خر بار می
برد

و
پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند،
پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در
آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و
هرچه به او بدهند می
خورد...!!!
و
وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون
زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به
خانه آن دخترش می رود و سعی می کند
مثل میمون نوه هایش را سرگرم
کند...!!!

عکس وپستال خنده دار ایرانی


برای دیدن ارامه عکس ها به ادامه برروی ادامه مطالب کلیک کن!

عکس هایی خنده دار از سوژه های بسیار داغ وطنی ، www.irannaz.com

عکس هایی خنده دار از سوژه های بسیار داغ وطنی ، www.irannaz.com



ادامه نوشته

به نام عشق

ادامه نوشته

دوستت دارم به 100 زبان مختلف


ادامه نوشته